على اصغر حلبى
148
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
رخصت نداده است كه امام را زيارت كند . در معتقدات اسماعيلى دور و ادوار اهميت خاصى دارد . طبعا يك منبع وحى براى هدايت بشريت و راه راست كافى نيست ، لذا همواره دورههاى وحى وجود داشته كه هر پيامبر يا ناطقى آغازگر آن بوده و شش امام پىدرپى جانشين او بودهاند . امام هفتم دورهء جديد را آغاز مىكند و همطراز با پيامبر است . دليل احترام فوق العادهيى كه اسماعيليه براى اسماعيل قائلند همين است . او دورهيى را كه با حضرت محمّد ( ص ) آغاز شده ، كامل مىكند و دورهء تازه را آغاز مىنهد . رستگارى نوع بشر منوط به تصديق اين اصل اساسى است كه عبارت است از معرفت يافتن به امام و بيعت با او . كسانى كه امام را به امامت نشناسند در حالت گناه بسر مىبرند . پيشتر گفته شد كه شيعيان قائل به عصمت اماماند . اين را نيز بايد افزود كه اسماعيليه ، بيش از هر فرقهء شيعى ديگر متمسك به نتايج و لوازم اين اعتقادند . به عبارت ديگر اگر هم به مدد شواهد خدشهناپذير ، بىهيچ شك و شبههيى ثابت شود كه اسماعيل در حال شرب خمر مشاهده شده ، لاجرم بايد شرب خمر او را تأويل كرد . شالودهء معتقدات اسماعيليه چنان كه در عصر فاطميان مصر متبلور شد اين است كه معرفت دو جنبه دارد ، يكى آشكار ( - ظاهر ) و ديگرى پنهان ( - باطن ) . ظاهر قرآن تنزيل و باطن آن تأويل است . معانى باطن در پيامبر ( ص ) مكشوف است و او آن را با امامان در ميان مىگذارد . بدينسان امام هم از طريق نمايندگانش نور معرفت را مىگستراند : « هر كس كه تعلق به دعوت داشته باشد با امام - از جانب خدا - پيمان مىبندد . اين پيمان بستن بيعت نام دارد . مرد و زن بايد در مراسمى كه ميثاق نام دارد ، سوگند ياد كنند . اينان بايد جدا از هر چه غير شرعى است پرهيز كنند . . . و معارف دينيهيى را كه با آنها در ميان گذارده شده پنهان نگه دارند . سرسپردگى در برابر اوامر و نواهى دين مهمترين وظيفهء مؤمنان است . نجات فقط از طريق اطاعت محضى كه در گفتار و كردار و پندار به كمال رسيده باشد ، ممكن است . » سنّيان و شيعه اثنىعشريه تفاسيرى در باب قرآن مجيد دارند . ولى اسماعيليه ندارند و نمىتوانند داشته باشند . ايوانف تصريح كرده است كه در آيين اسماعيلى اثرى از نوع تفسير قرآن وجود ندارد . طبعا عبارات مبهم يا متشابه قرآن را فقط مىتوان نزد امام برد و از او شرح و بيان خواست ، و هركس كه از اين بخت برخوردار باشد كه معناى باطنى را از امام يا نمايندگانش فراگيرد ، بايد طبق بيعتى كه كرده است ، آن